توسعه مسکونی · تهران
برجهای مسکونی ازگل
چگونه شواهد پراکنده کارگاه، برنامه، مسائل فنی و قرارداد به لایحه تأخیر پذیرفتهشده تبدیل شد.

وضعیت پروژه
ورود در میانه پروژهای عقبمانده.
در روز ۳۵۵ قرارداد و پس از اجرای اسکلت فلزی و ضدحریق به پروژه پیوستم. پیشرفت واقعی وزنی ۱۶٪ در برابر ۴۸٪ برنامهای بود. پروژه فقط به برنامه اصلاحی نیاز نداشت؛ باید میان واقعیت کارگاه، مالی، طراحی، منابع و اسناد قراردادی یک خط دید قابلاعتماد شکل میگرفت.
چالش
تأخیر فقط یک علت نداشت.
تأمین مالی دیرهنگام کارفرما جریان نقدی و منابع را محدود کرده بود. مشکلات نقشههای اولیه، تغییرات طراحی و چرخه طولانی بررسی شاپدراوینگ، اجرا را مختل میکرد. گسست هماهنگی نیز دیدن و اثبات اثرها را دشوارتر کرده بود.
- 01محدودیت مالی و اختلال در جریان نقدی
- 02تغییرات فنی و چرخههای تأیید
- 03گسست در هماهنگی و گزارشدهی
رویکرد
مشاهده، ساختاردهی، تحلیل، هماهنگی و مستندسازی.
روایت پروژه را بر پایه اسناد تأییدشده بازسازی کردم و گزارشهای هفتگی و ماهانه را به برنامه تفصیلی، پایش منابع، جلسات هماهنگی و تحلیل تأخیر پیوند دادم. هر مسئله از علت تا اثر برنامهای ردیابی و سپس با قرارداد سنجیده شد.
- 01ایجاد ریتم منظم گزارشدهی
- 02اتصال فعالیتهای برنامه به محدودیتها و منابع کارگاه
- 03تفکیک علل مالی، فنی و هماهنگی
- 04تدوین روایت قراردادی و تحلیل پشتیبان
شواهد منتخب
منحنی S پاکسازیشده از دوره گزارشدهی بعدی؛ ۴۱٫۸۳٪ برنامهای در برابر ۱۹٫۱۰٪ واقعی. اعداد ۴۸٪ و ۱۶٪ بالا مربوط به مقطع تحویل مسئولیت است.

نتیجه
لایحهای قابل دفاع و پذیرفتهشده.
ترکیب اسناد و تحلیلها از لایحه ۴۷۰ روز تأخیر پشتیبانی کرد. کارفرما این لایحه را پذیرفت و اطلاعات پراکنده پروژه به نتیجهای روشن و قراردادی تبدیل شد.
“من نقطه اتصال اطلاعات پروژه بودم.”
از کارگاه


شروع همکاری
پروژههای پیچیده به دیدگاهی روشن نیاز دارند.
برای کنترل پروژه، مدیریت ساخت و همکاری حرفهای.
درخواست جلسه